اپوزیسیون ایراناخبار ایران

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. دوران عوام فریبی به پایان رسید

بیدار شو هموطن ، زمان بیداری است

اصلاح‌طلب کیست و اصلاح‌طلبی چیست؟

طی روزهای گذشته دیدیم که هر دو طیف اصطلاح‌طلب و اصولگرا لباس سپاهی به تن کرده و در محافل مختلف ظاهر شدن. هر پدیده‌ای علل و ریشه‌هایی داره و برای درک درست باید رفت به سراغ همون ریشه‌ها.

ریشه‌های این پدیده(اصلاح‌طلبی) برمیگرده به قبل و اوایل انقلاب و نوع “تقسیم کار انقلابی” آقایون در همون سالها. موضوع رو بسیار خلاصه و ساده بررسی میکنیم.

1. پیش و در حین انقلاب، عده‌ای که اکثرا دانشجوهای خط امام و به قول خودشون قشر روشنفکرتر و باهوشتر و ” قدری دست به کتاب” بودن، شدن تئوریسین انقلاب، و غالبا نقش سازماندهی و طراحی عملیات انقلابی رو برعهده گرفتن، مثل قطب‌زاده. البته اینها در مواقع لزوم هیچ ابایی از خشونت عریان نداشتن اما غالبا ترجیح میدادن با پنبه سر ببرن.

یه عده دیگه که اکثرا چاقوکشها و قشر لمپن و روحانیون مرتجع بودن، شدن اونهایی که باید اقدامات عملی عریان و خشن رو در برابر چشمان جامعه انجام میدادن، مثلا رئیسی و خلخالی و اعضای کمیته‌ها. البته این گروه هم گاهی بسته به موقعیت سعی میکردن (و میکنن) نقش گروه اول رو بازی کنن، منتها به خاطر لمپن بودن و هوش پایین، غالبا کسی این فیلمهاشون رو جدی نمیگیره.

2. در اون سالها یکی از کارهای روتین و همه روزه‌ی هر دو دسته، شکنجه و بازجویی مخالفین بود.

3. متداولترین روش که این دو گروه توی زندان برای اعترافگیری به کار میبردن و در کمپهای آموزشی روسیه در لیبی و سوریه و لبنان آموخته بودن، good cop bad cup بود. گروه اول غالبا نقش پلیس خوب و گروه دوم نقش پلیس بد رو اجرا میکردن. این روش غالبا به خوبی “کار میکرد” و برای آقایون تجربه بسیار موفقی بود.

4. بعد از بلبشوی اول انقلاب و کمتر شدنِ نیاز به حضور این افراد در زندانها و بازجوییها، گروه اول کماکان به نقش پلیس خوب ادامه دادن و گروه دوم هم نقش bad cop رو، “اما” این بار در سطح وسیعتری به نام جامعه!!
گروه اول کم‌کم نام اصلاح‌طلب رو برای خودشون انتخاب کردن و گروه دوم به اصولگراها معروف شدن. فهم کل مطلب به همین سادگیه.

5. در واقع همه ماها مردم ایران، زندانی این دو دسته هستیم و همون تکنیک موفق توی زندانها رو دارن هنوز در سطح وسیع به کار میبرن.

6. یه عده از مردم هم 20 سال خام این بازی بودن و یه عده هم هنوز هستن.

این تکنیک فواید زیادی برای بازجوها به همراه داره و “سندروم” زیر رو در قربانی ایجاد میکنه:

ایجاد ترس و امید همزمان در قربانی
ایجاد تردید در قربانی
خام کردن و گرفتنِ قدرت تعقل قربانی
ایجاد شکاف بین قربانیها و شکستن روحیه‌شون
ایجاد وضعیتِ انتخاب بین بد و بدتر
جلب همکاری قربانی علی‌رغم اکراه او
ایجاد احساس درماندگی
و….

🔴تمام این علایم رو شما میتونید هم در یک زندانی که گرفتار بازی پلیس خوب-پلیس بد شده مشاهده کنید و هم در جامعه!

🔴 به کار بردن این تکنیک کثیف در سطح وسیعی به نام جامعه، باعث شده که کل جامعه ما مبتلا به همین سندروم بشه. این “سندروم‌” رو میتونید به راحتی خصوصا بعد از دوم خرداد در جامعه ما ببینید. مثلا تا مردم میخوان مثلا توی یه انتخابات از bad cop ها قطع امید کنن، یهو سروکله good cop ها پیدا میشه و مثلا بحث بد و بدتر راه میندازن.. مردم رو دچار تردید میکنن… احساس ناامیدی و امید کاذب به خلاصی رو در جامعه تزریق میکنن و…

آیا میتونید ببینید که واکنشهای احساسی و عقلانی جامعه ما چقدر شبیه یه زندانیه؟ فقط کافیه که در زمان انتخابات(انتصابات) و بعدش، یه نگاه به فراز و فرود بسیار شدیدِ امید کاذب و ناامیدی متعابقش در جامعه بکنید….به احساس درماندگی… به همکاری مردم با رژیم و شرکت در انتخابات فرمایشی علی‌رغم اکراهشون… ایجاد شکاف بین مردم… به ایده انتخاب بین بد و بدتر ….

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا